recommended

[ایالات متحده]/ˌrekəˈmendɪd/
[بریتانیا]/ˌrekəˈmendɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را پیشنهاد کردن یا مطرح کردن؛ مشاوره دادن
adj. پیشنهاد شده یا مطرح شده

عبارات و ترکیب‌ها

highly recommended

بسیار توصیه شده

recommended by experts

توصیه شده توسط متخصصان

recommended for you

توصیه شده برای شما

top recommended choice

بهترین انتخاب توصیه شده

recommended practice

روش توصیه شده

جملات نمونه

The solution they recommended was a laugh.

راه حلی که آنها پیشنهاد کردند خنده دار بود.

recommended him for the job; recommended a sedan instead of a station wagon.

او را برای این شغل توصیه کرد؛ به جای وانت، یک سدان توصیه کرد.

the recommended daily amount is 750μg.

مقدار توصیه شده روزانه 750 میکروگرم است.

he recommended the roast beef plate.

او بشقاب گوشت کبابی را توصیه کرد.

George had recommended some local architects.

جرج برخی از معماران محلی را توصیه کرده بود.

a book I recommended to a friend of mine.

یک کتابی که به یکی از دوستانم توصیه کردم.

you are strongly recommended to seek professional advice.

به شدت توصیه می شود که از مشاوره حرفه ای کمک بگیرید.

Voyageur by Jean Patou is recommended as a daytime fragrance.

Voyageur از Jean Patou به عنوان یک عطر روزانه توصیه می‌شود.

He recommended a new detergent to me.

او یک شوینده جدید را به من توصیه کرد.

The recommended dosage is one tablet every four hours.

دوز توصیه شده یک قرص هر چهار ساعت است.

The level of radioactivity in the soil was found to be above recommended limits.

سطح تشعشعات رادیواکتیو در خاک بالاتر از حد توصیه شده بود.

I devoutly recommended my spirit to its maker.

من روح خود را با ایمان به خالقش سپردم.

the commission recommended abolition after a run-out of ten years.

کمیسیون پس از یک دوره ده ساله لغو را توصیه کرد.

The people there highly recommended this book "Da Vinic code".

مردم آنجا به شدت این کتاب "داوینچی کد" را توصیه کردند.

Calisthenics is recommended to relax the muscles before a run.

ورزش‌های بدنی برای آرام کردن عضلات قبل از دویدن توصیه می‌شود.

The dying man recommended his soul to God.

مرد در حال مرگ روح خود را به خدا توصیه کرد.

The hotel he recommended fell far short of our expectations.

هتلی که او توصیه کرد بسیار دور از انتظارات ما بود.

The committee has recommended that the training program (should) be improved.

کمیته توصیه کرده است که برنامه آموزشی (باید) بهبود یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید